خرید بک لینک
===گل22:31===18مردادسلام عزیز دلخواهر قشنگمپری من✨ما حتی اگر دور ، اگر دنیا هرروز عجیب تر از دیروزاما تو تا ابد تو قلب منی.نمیدونم من برای تو چنینم یا نه،اما تو تا ابد برای من همینی.هرجایی که اسمت بیاد،چیزی منو به یادت بندازه،خودم مرور کنم روزامونو،خنده هامون و گریه هامونو ته قلبم گرم میشه به گرمای افتاب مرداد...دنیا بارها هرجوری خواست با ما تا کرد..ما رو اروم تر از همیشه ی خودمون کرد..ما نگاه کردیم و ساکت تر شدیم،تنهاتر شدیماما ته قلبم همیشه یه پری دارم که قلب منه اما داره جای دیگه میتپه..پری قادامه مطلب

برچسب: نویسنده: پویان حسینی‌پور تاريخ: دوشنبه 16 شهريور 1405 ساعت: 8:20

تعریف درست از یک *مرد واقعی* چیه؟

برچسب: نویسنده: پویان حسینی‌پور تاريخ: چهارشنبه 10 مرداد 1403 ساعت: 21:31

سه روزی هست که بعد از گرمای خیلی زیاد، شمال هواش خنک شده، اما آسمونش دلگیر شده؛ حال دلم اگه قرار بود به تصویر کشیده شه شبیه آسمون این روزای شمال بود...

پ.ن: از ۹ مرداد ۱۴۰۰، سه سال گذشت.

برچسب: نویسنده: پویان حسینی‌پور تاريخ: چهارشنبه 10 مرداد 1403 ساعت: 21:31

یه کلیپ از از دو تا سگ دیدم که نهایت شعور در این حیوون رو نشون میده، آدم دلش نمیاد بگه حیوون

اینقدر باشعور که وقتی میخواست بیاد کنار سگ ماده ای که باردار بود ۴ تا کار رو انجام داد، آروم آروم قدم زد، یه شاخه گل رو با دهنش برداشت آورد گذاشت جلو سگ ماده، دست کشید رو سرش و بوسش کرد.

این کلیپ برای من مصداق کامل: از سگ کمتر بودم براشه :)

برچسب: نویسنده: پویان حسینی‌پور تاريخ: يکشنبه 31 تير 1403 ساعت: 18:09

قلب شکسته ام برای تو و همه زحماتت یجور دیگه تیکه تیکه شدست...

کاش هیچوقت بزرگ نمیشدم؛

بابا کوهه :) هر چی میگذره درست تر درکش میکنم.

تو فقط باش بابا، با سلامتی کامل همیشه باش

روزت مبارک بابایی من

برچسب: نویسنده: پویان حسینی‌پور تاريخ: دوشنبه 9 بهمن 1402 ساعت: 14:10

تو زلالی مثل آب داداشیداداشی تولدته با غم میگم تولدت مبارکهمیشه از بچگی تا همین الان از خدا همیشه خواستم تو حالت خوب شه ولی .... بچگیام وقتی میدیدم اذیت میشی خیلی غصه میخوردم یکم که بزرگتر شدم پیش خودم میگفتم خدایا من یه داداشی داشتم باید اینجوری میشد؟غصه خوردم بخاطر اذیت شدنات، حتی بخاطر تار موهای سفید رو سرت، امیدوارم خدا منو ببخشه من در قبال تو خیلی بی مسئولیت بودم ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: پویان حسینی‌پور تاريخ: دوشنبه 9 بهمن 1402 ساعت: 14:10

شنبه آخرین شب از تیرماه ۱۴۰۲، منتظر می مونم تا راس ساعت دوازده که یک مرداده، پیشاپیش تولدت رو تبریک بگم...یه مطلبی خوندم که اشکم در اومد داشتم فکر میکردم همه اون سالهایی که من گریه میکردم،،، ذوق و شوق و امیدم و... همش با اون گریه ها تو من کمرنگ شد و با هر بار گریه کردن و غصه خوردن تموم شد.... و نتیجه ش شد این حال داغون که هرازگاهی این داغون بودنه به واسطه یچیزی بهم یادآوری میشه...چقدر ماه مرداد رو دوست داشتم:) اینکه یادم می افته برا یه ماه اونقدر ذوق داشتم برام عجیبه و در عین حال دردناک...ساده ترین و کوچیکترین چیزایی که مربوط به تو میشد برای من ذوق بود... ولی الان یادآوریش برام شده بغض.جز خدا هیشکی حالمو ندید... ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: پویان حسینی‌پور تاريخ: يکشنبه 5 آذر 1402 ساعت: 13:53

بی خبر ماندی ز حالم ز آن چه آمد بر سر منعشق تو آخر به توفان می دهد خاکستر منشعله عشق تو از بس در دلم بالا گرفتهسینه مالامال آتش غم وجودم را گرفتههر زمان آید به یادم دیده مست توگریم از بخت بد خود نالم از دست توبی خبر ماندی ز حالمزآن چه آمد بر سر منعشق تو آخر به توفان می دهد خاکستر منشعله عشق تو از بس در دلم بالا گرفتهسینه مالامال آتش غم وجودم را گرفتههر زمان آید به یادم دیده مست توگریم از بخت بد خود نالم از دست تورخت سحر نو دمیده منفروغ رخت نور دیده منبرخیز و بیا ای امید دلم شام من سپری کنتویی که به دل نقش غم زده ایچو غنچه گره بر دلم زده ایبر خسته دلان چون نسیم سحر یک نفس گذری کنهر کجا گذری زیر پا نظری کنبی خبر ماندی ز حالم ز آن چه آمد بر سر منعشق تو آخر به توفان می دهد خاکستر منشعله عشق تو از بس در دلم بالا گرفتهسینه مالامال آتش غم وجودم را گرفتههر زمان آید به یادم دیده مست توگریم از بخت بد خود نالم از دست تو ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: پویان حسینی‌پور تاريخ: سه شنبه 25 مهر 1402 ساعت: 22:21

در من کوچه ای استکه با تو در آن نگشتمسفری استکه با تو هنوز نرفته امروزها و شب هایی استکه با تو به سر نکرده امو عاشقانه هاییکه با تو هنوز نگفته ام ...در من حرفایی است کههنوز نفس می کشند...آرزوهایی که هنوز به انجام نرسیده انددر من،و در کعبه من،سجده ای است برای قامت تودر من پاره ای از تو می تپدو این جان نیمه جانم ازو زنده استدر منو در رگهای منخونی از احساس سبز تو چاری استو شکوفه می زند همچون گلی سرخدر من،در من تو و حس توهست هنوز و هنوز...#افشین_یداللهیشنبه ۲۱/مرداد/۱۴۰۲ ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: پویان حسینی‌پور تاريخ: شنبه 21 مرداد 1402 ساعت: 19:35

تو یه قسمتی از کتاب ملت عشق نوشته شده:
"ساعتی دقیقتر از ساعت خدا نیست.
آنقدر دقیق است که در سایهاش همه چیز سر موقعش اتفاق میافتد.
نه یک ثانیه زودتر، نه یک ثانیه دیرتر"

برچسب: نویسنده: پویان حسینی‌پور تاريخ: چهارشنبه 26 بهمن 1401 ساعت: 14:04

امشب شب آرزوهاست چقدر دلم میگیره از اینکه چی میخواستم برات و تو حتی...

برچسب: نویسنده: پویان حسینی‌پور تاريخ: دوشنبه 10 بهمن 1401 ساعت: 21:17

تقریبا یک ساعتی میشه که یهویی و با استرس و تپش قلب از خواب بیدار شدم, یکم گذشت گفتم یه سر به بلاگفا بزنم, اتفاقی داشتم یسری از وبلاگها رو نگاه میکردم چشمم خورد به یه صفحه ای یه لحظه تپش قلبم بیشتر شد گفتم نکنه این وبلاگ جدیدتهیکم که خوندم دیدم نه, اینا نوشته های تو نیست, جدا از اینکه حوصله نوشتن نداریتو هیچوقت اینقدر واضح، شفاف و مصمم از خودمون حرف نمیزدی.... اصلا تو کی درباره ی خودمون درست حرفی زده بودی؟!..گریه م گرفته از اینکه...خدایا فقط تو حالمو میبینی, دلم رو آروم کن... ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: پویان حسینی‌پور تاريخ: دوشنبه 10 بهمن 1401 ساعت: 21:17

برخلاف بقیه بچه که بودم دلم نمیخواست بزرگ شم هر از گاهی پیش خودم میگفتم یعنی بزرگ شدن چه شکلیه؟! یه شکل بی شکل بی دلیل نبود انگار

برچسب: نویسنده: پویان حسینی‌پور تاريخ: دوشنبه 10 بهمن 1401 ساعت: 21:17

وقتی روز شادی در اختیار تو قرار گرفت از آن صرفنظر نکن ؛ چرا که وقتی در روز اندوه افتادی از تو صرفنظر نخواهد کرد.

امام علی ( علیه السلام)

برچسب: نویسنده: پویان حسینی‌پور تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 9:34

چن روز پیش خونه بودم که دوستم برام یه عکس فرستاد . وقتی بازش کردم به نیمه هاش که رسیدم حالم منقلب شد و اینقدر بعدش حالم بهتر شد که فقط خدا میدونه !!! این شعرو اینجا هم میذارم تا شماهم بخونید و حالتون ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: پویان حسینی‌پور تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 9:34

صفحه بندی